دلم یه شب برفی میخواد خونه گرم! نه زیاد ولی گرم، بیرون برف زیاااد بباره که باعث شده با نور چراغ ها یه رنگ نارنجی همه جا رو بگیره . یه بلوز پشمی تنم و یه رمان ملس دستم باشه . سرخوش زیر پتو بخونم و از اون کرختی برف و رنگ نارنجی و سرما و گرما و ملسی کتاب کیفور شم!
برچسب: نویسنده: یوسف قاسمی تاريخ: پنجشنبه 29 آبان 1404 ساعت: 1:02
مثل زنی که تمام امیدش داخل لیوان چای بین دست هایش است پیشانی ام را به لبه لیوان تکیه داده ام و از آرامش لحظه ام لذت می برم! خیلی وقت است یاد گرفته ام از لحظه هایم لذت ببرم. پوست انداخته ام، استخوان خرد کرده ام و به پاهایم یاد داده ام بی هیچ تکیه گاهی محکم بایستند!
کربن : گاهی فقط چای مرهم است!
برچسب: نویسنده: یوسف قاسمی تاريخ: پنجشنبه 29 آبان 1404 ساعت: 1:02
برچسب: نویسنده: یوسف قاسمی تاريخ: پنجشنبه 29 آبان 1404 ساعت: 1:02